کراماتی ازسیدبحرالعلوم اززبان آیت الله بهجت
روزي خادم سيد – رحمه الله – به او گفت: خرجي تمام شده است. سيد – رحمه الله- نامهاي به صورت برات و حواله به او داد و محلي را در پشت «صفا» آدرس داد که در بازارچهي آن جا دکان تاجري است، برو از او بگير. مرحوم حضرت آيت الله العظمي بهجت مي فرمود: وقتي سيد بحرالعلوم – رحمت الله- در مکه اقامت داشته زندگي ايشان در آن جا اشرافي بوده؛ بيروني با تشريفات و مخارج، رياست و رفت و آمد و …. زماني توسط صاحب مفتاح الکرامه*، مقداري غذا و چند اشرفي براي کسي ميفرستد، او مي گويد: در عمرم چنين غذايي نخورده بودم.
روزي خادم سيد – رحمه الله – به او گفت: خرجي تمام شده است. سيد – رحمه الله- نامهاي به صورت برات و حواله به او داد و محلي را در پشت «صفا» آدرس داد که در بازارچهي آن جا دکان تاجري است، برو از او بگير. خادم رفت و ديد و حواله را به او داد، و آن تاجر نيز با احترام مقدار زيادي پول به خادم تقديم کرد، و مانند گذشته مشغول هزينه کردن آن شد؛ ولي بعد از مدتي خادم به همان جا رفت تا تاجر و دکان او را پيدا کند، هرچه گشت اثري از آن محله و بازارچه و دکانها در پشت «صفا» نديد، ولي پولي که از آن تاجر گرفته بود هم چنان باقي بود و آن را خرج ميکردند. *فقيه بزرگ، محمد جواد بن محمد حسيني شقراوي عاملي نجفي، صاحب تاليفات فقهي بسيار، از جمله: مفتاح الکرامه في شرح قواعد العلامه. کتاب در محضر حضرت آيت ا… العظمي بهجت – ص19
10حدیث درباره اخلاق پسندیده
“پيامبر صلى الله عليه وآله: … وَ ما يَمْنَعُکَ أنْ تُحِبَّ أنْ تَعيشَ حَميدا وَ تَموتَ سَعيدا و اِنّما بُعِثْتُ عَلى تَمامِ مَحاسِنَ الأخْلاقِ؛(مجمع الزوائد، ج 8 ، ص 23 ) چه چيزى مانع توست که زندگى پسنديده و مرگ با سعادت را داشته باشى، چرا که من براى کامل نمودن اخلاق زيبا مبعوث شدهام .
« 2 » پيامبر صلى الله عليهوآله: اَحَبُّکُمْ اِلَى اللّهِ اَحْسَنُکُمْ اَخْلاقا؛(مجمع البيان، ج 10، ص 87 .) محبوبترين شما در نزد خدا، خوش اخلاقترين شماست .
« 3 » امام صادق عليه السلام : اِنَّ مِمّا يُزَيِّنُ الاِْسْلامَ الاَْخْلاقُ الْحَسَنَهُ فيما بَيْنَ النّاسِ؛(مشکاه الأنوار، ص 422.) خوش اخلاقى در بين مردم، زينت اسلام است .
« 4 » امام على عليه السلام: عَوِّدْ اُذُنـَکَ حُسْنَ الاِْسْتِماعِ وَ لا تُصغِ اِلى ما لا يَزيدُ فى صَلاحِکَ استِماعُهُ فَاِنَّ ذلِکَ يُصدِئُ الْقُلوبَ وَ يوجِبُ الْمَذامَّ؛(غررالحکم، ح 6234 . ) گوش خود را به شنيدن خوبىها عادت بده و به آنچه که به صلاح و درستى تو نمىافزايد گوش مسپار، زيرا اين کار، دلها را زنگار مىزند و موجب سرزنش مىشود .
« 5 » امام صادق عليه السلام: اَلا اُحَدِّثُکَ بِمَکارِمِ الاَْخْلاقِ؟ الصَّفْحُ عَنِ النّاسِ وَ مُواساهُ الرَّجُلِ اَخاهُ فى مالِهِ وَ ذِکْرُ اللّهِ کَثيرا؛(معانى الأخبار، ص 191، ح 2. ) آيا به شما بگويم که مکارم اخلاق چيست؟ گذشت کردن از مردم، کمک مالى به برادر (دينى) خود و بسيار به ياد خدا بودن .
« 6 » امام على عليه السلام: عَوِّدْ نَفْسَکَ الْجَميلَ فَبِاعْتيادِکَ اِيّاهُ يَعودُ لَذيذا؛(شرحنهج البلاغه، ابن ابىالحديد، ج20، ص266، ح92. ) خودت را به کارهاى زيبا عادت بده که اگر به آنها عادت کنى، برايت لذت بخش مىشوند .
« 7 » امام على عليه لسلام: ما اَصْعَبَ اِکْتِسابَ الْفَضائِلِ وَ اَيْسَرَ اِتْلافَها؛(شرحنهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج20، ص 259، ح38.) فضائل اخلاقى و صفات پسنديده چه به سختى به دست مىآيند و چه آسان از دست مىروند .
« 8 » امام سجاد عليه السلام: قُلْتُ لِعَلىِّ بْنِ الْحُسَينِ عليهالسلام اَخْبِرنىِ بِجَميعِ شَرايِـعِ الّدينِ، قالَ عليهالسلام : قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُکْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ؛(خصال، ص 113، ح 90. ) به امام سجّاد عليهالسلام عرض کردم: مرا از تمام دستورهاى دين آگاه کنيد، امام عليه السلام فرمودند: حقگويى، قضاوت عادلانه و وفاى به عهد .
« 9 » پيامبر صلىالله عليه وآله: اَلا اُنَـبِّـئُـکُمْ بِخيارِکُمْ؟ قالوا: بَلى يا رَسولَ اللّهِ. قالَ اَحاسِنُـکُم اَخْلاقا اَ لْمُوَطِّـئُونَ اَکْنافا، اَ لَّذينَ يَأْلِفونَ وَ يُؤْلَفونَ ؛(بحارالأنوار، ج 71، ص 396، ح 76. ) آيا شما را از بهترين افرادتان خبر ندهم؟ عرض کردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاقترين شما، آنان که نرمخو و بىآزارند، با ديگران انس مىگيرند و از ديگران انس و الفت مىپذيرند .
« 10 » امام على عليه السلام: رَأْسُ الْعِلْمِ التَّمْييزُ بَيْنَ الاَْخْلاقِ وَ اِظْهارُ مَحْمودِها وَ قَمْعُ مَذْمومِها؛(غررالحکم، ح 5267. ) بالاترين درجه دانايى، تشخيص اخلاق از يکديگر و آشکار کردن اخلاق پسنديده و سرکوب اخلاق ناپسنداست.
حضرت آدم هنگام خلقت چندساله بود؟
پرسش: حضرت آدم(ع) هنگام خلقت چند ساله بود؟ پاسخ: بديهي است پرسش از سن حضرت آدم(ع) - هنگام خلقتش از سوي خداي متعال - نميتواند پرسش درستي به نظر آيد؛ به دليل آنکه سن انسان از زمان تولد وي محاسبه ميشود، و حضرت آدم هم از اين قاعده مستثنا نيست؛ لذا سن وي از زمان خلقتش محاسبه ميگردد. اما روايات در ارتباط با زمان آفرينش جسد وي از گل، تا دميدن روح در آن، به فاصله زماني چهل ساله اشاره دارند. بر اساس اين فاصله، اگر ملاک خلقت حضرت آدم را زمان دميده شدن روح بدانيم، ميتوان گفت؛ زماني که در او روح دميده شد و به صورت انسان در آمد، چهل ساله بود: «فَخَلَقَ اللهُ آدَمَ فَبَقِيَ أَرْبَعِينَ سَنَةً مُصَوَّراً…»؛[1] خداي متعال آدم(ع) را خلق نمود، و بدنش را چهل سال(بدون دميدن روح) گذاشت. «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ آدَمَ وَ کَانَ جَسَدُهُ طَيِّبا وَ بَقِيَ أَرْبَعِينَ سَنَةً مُلْقًى…»؛[2] خداي تبارک و تعالي آدم را خلق کرد، جسدش پاک بود، و چهل سال ماند تا مستعد شود. فلسفه اين که جسد آدم به مدت چهل سال به صورت گل مانده، شايد اين باشد که فرشتگان براي مدتي به آن نگاه کنند و به نظرشان به صورت يک موجود باشد، تا زماني که فرمان سجده صادر شد در آنان تأثير بيشتري داشته باشد.
تبیین شاخص های"اعتماد به فهرست های انتخاباتی"دربیانات رهبرانقلاب
رهبر معظم انقلاب در ديدار هزاران نفر از مردم قم بهمناسبت سالروز قيام ۱۹ دي به تبيين شاخص هاي اعتماد به فهرست هاي انتخاباتي پرداختند. گزيده بيانات رهبر انقلاب در اين ديدار به شرح ذيل است:
* بايد سعيمان را بکنيم که درست انتخاب کنيم.
* اگر کساني که فهرستي را معرفي کردهاند متدين، مؤمن، انقلابي و در راه امام باشند، به حرفشان اعتماد ميکنم و رأي ميدهم.
* اگر ديدم به مسائل انقلاب، دين و استقلال کشور خيلي اهميتي نميدهند و دلشان دنبال حرف آمريکا و غير آمريکا است به حرفشان اعتماد نميکنم.
* همه در انتخابات شرکت کنند؛ حتي کساني که نظام را قبول ندارند براي حفظ اعتبار کشور شرکت کنند.
* ممکن است کسي بنده را قبول نداشته باشد، اما شرکت کند، انتخابات مال رهبري نيست، براي ايران اسلامي است؛ براي اين است که ماندگاري کشور تأمين بشود و کشور در حصار امنيت کامل باقي بماند.
* مجلس خيلي مهم است. هم از نظر قوانين و ريلگذاري براي حرکت دولتها و هم در مسائل بينالمللي.
امام عصر(ع)وحکومت برهمه عالم
از ميان تمامي امامان، ما وظيفه داريم امام زمان خويش را بشناسيم. کسي که در زمان ما حجت حيّ خداوند محسوب مي شود، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه) است. کسي که اگر او را به درستي نشناسيم، همچون جاهلان عصر جاهليت از دنيا خواهيم رفت. رسول گرامي اسلام (ص) مي فرمايد: «هر کس که بميرد و و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است.» (1) از زمان حضرت آدم (ع) تا حضرت خاتم (ص)، 124هزار پيامبر به علاوه ي اوصياي آنان در جهان به تبليغ نام خداوند پرداخته اند. از ميان اين هزاران انسان الهي، هيچ کدام تا به حال موفق نشده اند که حکومتي بر مبناي حلال و حرام خداوند برپا کنند و تمام حدود الهي را در آن به اجرا بگذارند.
اگر فکر مي کنيد حضرت سليمان (ع) از ذيل ايشان خارج مي شوند، اشتباه مي کنيد. هر چند حضرت سليمان در زمان رسالت خودشان حکومت تشکيل دادند امّا آن حکومت با تمام جلال و جبروتش هرگز به پاي حکومتي نمي رسد که حضرت مهدي (عج) بنا مي کند. علاوه بر اين که گفتيم، تا به حال پيش نيامده است که پيامبران و اوصياي آنان، بتوانند تمامي مردم زمان خود را آراسته به دين خداوند گردانند. هميشه دشمنان و مخالفاني وجود داشت که حکومت رسولان الهي را مورد تهديد قرار بدهد. تنها کسي که موفق خواهد شد بر همه چيز حکومت کند، حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) است. کسي که خداوند براي روزهاي نابودي دشنان و عزت دوستان، ذخيره کرده است. کسي که نداي اسلام را به جاي جاي زمين مي رساند و دشمني براي دشمني باقي نمي گذارد. درباره ي حکومت حضرت فرموده اند: «بي شک دين محمد (ص) به هر نقطه اي که شب و روز مي رسد، خواهد رسيد تا که شرکي بر زمين نماند و نيز، شهري نخواهد ماند جز آن که در آن بانگ لااله الّا الله و محمّد رسول الله، صبحگاه و شامگاه ندا مي شود.» (2) به همين دليل است که در دعاي ندبه مي خوانيم: «بنفسي انت من عقيد عزّ لا يسامي» (3) (فدايت بشوم که خداوند عقدي براي عزت و جلالت تو بسته است که انديشه پاياني براي آن نمي تواند تصور کند.) همچنين در معراج، رسول اکرم (ص)، با اشاره به انواري، از خداوند پرسيدند که آنها چه کساني هستند و خداوند پاسخ داد: «اينها ائمه اند و اين قائم، حلال مرا، حلال مي کند و حرام مرا حرام مي کند و اي محمد! از دشمنان من انتقام مي کشد. اي محمد! و کسي که او را دوست دارد، دوست دار!» (4)
منابع
: 1. بحارالانوار، ج 8، ص 368، ج 32؛ به نقل از معرفت امام زمان و تکليف منتظران، ابراهيم شفيعي سروستاني، ج1، ص 146 2. القندوزي، سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة، ص 507 3. بحارالانوار، ج 99، ص 108؛ به نقل از نهاوندي، علي اکبر، عبقري الحسان، ج 7، ص 326 4. مقتضب الاثر في النص علي الائمه الاثني عشر، ص 24؛ به نقل از همان کتاب، ص 328
بانفست مثل یک تاجرباش
همانند يک تاجر که از عامل خود درخواست غرامت مي کند، بايد از نفس غرامت گرفت؛ اين ارزيابي بايد بطور دقيق انجام گيرد، همانگونه که يک تاجر، نسبت به شريک خود، حتي از درهم و کمتر هم نمي گذرد، تا ضرري متوجه او نگردد. در ميان دانشمندان و فقهاي بزرگ و عاليقدر جهان اسلام، شهيد ثاني؛ زين الدين بن علي بن احمد عاملي، مقامي عالي و امتيازي مخصوص دارد. زيرا آن بزرگمرد از مقام رفيع علمي و شخصيت نافذ و مؤثر معنوي در حوزه علم و دين برخوردار بوده است. زين الدين بن علي بن احمد عاملي معروف به «شهيد ثاني» از بزرگترين و والاترين فقيهان و دانشمندان شيعه در سده دهم هجري است وي در سال 911 ق. در جنوب لبنان ديده به جهان گشود. پدر وي «نورالدين علي» مردي فاضل و از عالمان بافضيلت جبل عامل بود.
شهيد بيش از هفتاد کتاب و رساله در موضوعات گوناگون نوشته است که دو کتاب «شرح لمعه» و «مسالک» وي در فقه، «منية المريد» در اخلاق و تعليم و تربيت از جمله مهمترين آنهاست. اين عالم وارسته در گفتاري مبني بر محاسبه روزانه نفس و آثار آن بيان مي دارد:
همسایه های مسیحی وجذب آنان توسط امام(ره)
ايامي که امام خميني (ره) در نوفل لوشاتو فرانسه بودند، با تولّد حضرت مسيح عليه السلام مقارن شد، امام (ره) فرمود: هدايا و آجيل و شيريني هايي که دوستان براي ما آورده اند همه را بسته بندي کنيد و به همسايه ها هديه دهيد.
امام (ره) با اين ابتکارش آن چنان دل هاي همسايه هاي مسيحي را جذب کرد که شبي که نوفل لوشاتو را ترک مي کرد، با بدرقه پرشکوه و بسيار عاطفي آنان روبرو گشت.
بخشي از خاطرات تبليغي حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
دولت امام زمان مظلومانه نخواهدبود
حجتالاسلام و المسلمين عليرضا پناهيان: علت مظلوميت حاکميت اسلامي در صدر اسلام، کريمانه برخورد کردن رسول خدا(ص) و اميرالمومنين(ع) بود. اولياء خدا بزرگوارانه برخورد ميکردند، منافقان هم سوء استفاده ميکردند و مردم هم بيبصيرتي نشان ميدادند. در خطبۀ غدير حضرت رسول(ص) فرمود: «اگر ميخواستم نام آنها(منافقين) را افشا کنم، يا با دست آنها را در ميان شما نشان دهم، ميتوانستم! ولي به خدا قسم در ارتباط با آنها کريمانه برخورد کردم؛ وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّيْتُ- وَ أَنْ أُومِيَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَکِنِّي وَ اللَّهِ فِي أُمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْت»(احتجاج/59/1) يکي از وجوه برخورد بزرگوارانه و کريمانۀ اولياء خدا با اشاره سخن گفتن آنان است. که نمونههاي فراوان دارد. دولت کريمهاي که ما منتظر آن هستيم، شبيه همان دولت کريمۀ رسول الله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) است.
سوال اين است که اگر دولت امام عصر(عج) هم همانگونه کريمانه باشد، آيا همانطور مظلوم واقع خواهد شد؟
پاسخ اين است که دولت امام زمان(ع) مظلوم نخواهد بود، بلکه مقتدر خواهد بود. به دو دليل: اولا مردم بصيرت دارند و اشارههاي مولايشان را ميفهمند. ثانيا خواص و ياران ارشد حضرت اشارههاي مولايشان را با قدرت عمل ميکنند. در صدر اسلام اشارهها را نميگرفتند يا نميخواستند بگيرند. در زمان ما هم، امام(ره) غالباً عليه بني صدر با اشاره سخن ميگفتند. حتي بعضاً بهظاهر از بنيصدر تعريف هم ميکردند. بايد مستندي از اشارههاي امام تهيه شود تا حالا که همه چيز روشن شده، ببينيم چگونه امام(ره) بزرگوارانه و با اشاره سخن ميگفتند و مردم و مسئولان بایدمی فهمیدند.
حضرت معصومه(س)زینب امام رضا(ع)بود...
عصر خلافت بنيعباس است، نجمه طبق وعده صادق آل محمد -عليهالسلام- در انتظار ولادت دختري است، دختري که قرار است خير و برکت مادر و پدر باشد و مونس و همدم غربت برادر. با توجه به اينکه امام صادق (ع) پيش از ولادت امام کاظم (ع) از ولادت دختر ايشان خبر داده بود، اين خاندان بيش از ۴۵ سال در انتظار به دنيا آمدن بانويي والامقام بودند. مادر که حال فرزند پسرش به اوقات جواني رسيده است، بيش از ديگران انتظار ميکشد، روزها و ساعات و لحظهها ميگذرند و اندکاندک زماني ميرسد که معصومه -سلام الله عليها- قدم به دنيا ميگذارد.
دوراني که به شکفتن فاطمه معصومه (س) انجاميد، همزمان با امامت امام موسي بن جعفر (ع) بود که در سال ۱۴۸ به امامت رسيد و ۳۵ سال به امامت پرداخت.
يکي از مهمترين آموزههاي اخلاقي دين اسلام و از جمله اصول اخلاقى و عرفانى که عالمان اخلاق و عارفان به آن توجه ويژه داشتهاند، اصل «محاسبه» است. در حديثي از اميرمؤمنان علي (عليه السلام) مي خوانيم: کسي که محاسبه نفس خويشتن کند، بر عيوب خويش واقف مي شود و از گناهانش با خبر مي گردد (و به دنبال آن) از گناه توبه مي کند، و عيوب را اصلاح مي نمايد. نيز اين امام همام بيان مي دارند: ما اَحَقَّ لِلاِنْسانِ اَنْ تکونَ لَهُ ساعةٌ لا يَشْغَلُهُ شاغِلٌ يُحاسِبُ فيها نَفْسَهُ، فَيَنْظُرَ فيما اَکْتَسَبَ لَها وَعَلَيْها فى لَيْلِها وَنَهارِها؛
چقدر خوب است که انسان ساعتى براى خود داشته باشد، که هيچ چيز او را به خود مشغول نسازد و در اين ساعت محاسبه خويش کند و ببيند چه کارى به سود خود و چه کارى به زيان خود در آن شب و در آن روز انجام داده است. بعضي از بزرگان علم اخلاق در توضيح حقيقت محاسبه، چنين گفته اند که مانند محاسبه با شريک است که درباره سرمايه و سود و زيان بينديشد، اگر سودي حاصل شده، سهم خود را از شريک بگيرد و تشکر کند و اگر خسراني حاصل گشته او را ضامن بشمرد و وادار به جبران در آينده کند. سرمايه مهم انسان يعني عمر که در اختيار نفس اوست نيز همين گونه است؛ سود آن کارهاي خير و خسران آن گناهان است و موسم تجارت تمام طول روز و شريک او در معامله، نفس اماره است. بر اين اساس انسان مي بايست نخست درباره فرائض مطالبه کند، اگر انجام يافته خدا را شکر گويد و خويشتن را به ادامه اين راه ترغيب کند و اگر فريضه اي از دست رفته، قضاي آن را مطالبه کند و اگر انجام يافته ولي بطوري ناقص بوده، وادار به جبران از طريق نوافل کند و اگر معصيتي مرتکب شده، او را باز خواست کند و جبران آن را بطلبد؛ درست همان گونه که تاجر با شريکش محاسبه مي کند، که حتي جزئي ترين امور و کمترين مبلغ را در حساب فرو گذاري نمي کند، تا در معامله مغبون نگردد.
در واقع کاري را که فرشتگان الهي در قيامت با او انجام مي دهند او در دنيا با خويشتن انجام دهد اما عيب کار اينجاست که انسان در حفظ و حساب معاصي سهل انگاري مي کند