شرایط نامزدهای انتخاباتی ازدیدگاه آیت الله بهجت
در پي سؤالات مکرر افراد گوناگون از آيتالله بهجت قدسسره درباره انتخابات، متن زير در زمان حيات معظمله براي تبيين شرايط نامزدهاي انتخاباتي از سوي ايشان صادر شد: بسماللهالرحمنالرحيم. الحمد لله رب العالمين والصلاة علي سيد الانبياء محمد وآله السادة الاوصياء الطاهرين. و بعد، چنانکه مکرراً از شرکت در انتخابات سؤال شده، در جواب آنها، آنچه اظهار شده است، بيان ميشود: اينجانب، جهاتِ سلبيه و اثباتیه را متعرض ميشوم. کساني که بنا دارند در رأي دادن و يا انتخاب شدن، شرکت نمايند، بايد متذکر باشند که کساني حقّ انتخاب شدن و امينِ مردمِ با ايمان در مورد دين و دنيا بودن را دارند، که از رجالِ با عقلِ کاملِ کافي و ايمان کامل از شيعه اثنيعشريه و با علم به مسائل شرعيه در شخصيات و اجتماعيات و با شجاعت باشند؛ و از آنهايي باشند که در اظهارات و تروک، «لا يخافون في الله لومة لائم» باشند؛ و از رشوهها و تخويفات و نحو آنها دور باشند.
نظر نکنند که تا به حال چه بود؛ بلکه نظر نمايند که از حال چه بايد بشود و چه بايد نشود. و بايد پرهيزکار و خداترس باشند، اراده خداي تعالي را بر همه چيز ترجيح بدهند. اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان۶ نيستند، و رأي دادن براي فاقدها بياثر است، بلکه جايز هم نيست؛ مشکوک هم، متروک است.تفحص هم، بايد کامل باشد و بدون مداخله دوستي و دشمني در امور نفسانيه باشد. در حالِ رأي دادن و گرفتن، خداي عظيم را ناظر به تمام خصوصياتِ همه بدانند. کساني هم که واجِد خصوصيات مذکوره باشند ـ که جايز باشد رأي دادن و گرفتن درباره آنها ـ واجب ميشود با توانايي، اگر بدانند يا احتمال بدهند که فاقدِ بعضِ آنها، رأي خواهند گرفت اگر فاقد بعض صفات باشند، اهل ائتمان نيستند، و رأي دادن براي فاقدها بياثر است، بلکه جايز هم نيست؛ مشکوک هم، متروک است. ملاحظه نماييد دُوَل کفر را [که] چگونه انتخاب مينمايند و انتخاب ميشوند، و چه کساني انتخاب ميشوند، و از چه راههايي انتخاب ميشوند، و چه آرائي در مجلسهاي خودشان اظهار ميکنند، و دولتهاي آنها چه عملياتي بر طبق قانون مملکت و برخلاف قانون عقل و دين ـ حتي اديان منسوخۀ آنها ـ انجام ميدهند که فساد و اِفساد آنها بر همه عقلاي دنيا آشکار است؛ [و] مخالفت نماييد با چگونگي کارهاي آنها و چگونگي وسائل و اسباب و مسبّبات آنها، که مطابقت با هيچ دينِ اصلدار و هيچ قانونِ عقلپسند، ندارند. عصمکم الله و ايّانا من الزلات کلّها بمحمد و آله الطاهرين، صلوات الله عليهم اجمعين والسلام عليکم ورحمة الله و برکاته.
بهسوي محبوب، ص139
تواضع امام خمینی(ره)
شيخ مجتبي حاج آخوند کرمانشاهي مي گويد: «در اوايل طلبگي که تازه به لباس روحانيت ملبّس شده بودم، روزي قصد زيارت امام خميني کردم. ديدم جلوتر از من، يکي از شخصيت هاي مهمّ مملکتي دستگاه حکم طاغوتي به قصد ملاقات با امام، وارد بر امام شد. امام با حالت عادي با وي برخورد کرد و جلوي پاي او بلند نشد و من در حالي که اين عمل امام را نظاره گر بودم، به محضرشان رفتم. ديدم امام با کمال تواضع جلوي پاي بنده بلند شد و دستي بر سرم کشيد و اظهار محبت و شفقت کرد. در آنجا، آن چنان صحبت امام در دلم نشست که مرا تا ابد شيفته خود نمود؛ چه اينکه من را که طلبه اي بيش نبودم، بر بالاترين مقام هاي دنيوي ترجيح داد.» اين عشق و علاقه حاج آخوند به امام باعث شده بود که او را سربازي فداکار و تابع محض ايشان قرار دهد. او بارها مي گفت: «من در تمام ابعاد در امام فاني بودم.»
خطاهای سیاسی آل سعود
سياستگذاران، مجريان و سياستسازان سعودي ترديدي نکنند که اين خون [شهيد آيتالله نمر] دامنشان را خواهد گرفت و پدرشان را در ميآورد. خداي متعال از خون بيگناه نميگذرد. رهبر انقلاب (۱۳۹۴/۱۰/۱۳)
سياستهاي داخلي و منطقهاي آلسعود اگرچه همواره مورد انتقاد دولتها و نهادهاي بينالمللي قرار گرفته است، اما بعد از فوت ملک عبدالله، و به دست گرفتن ارکان پادشاهي اين کشور توسط ملک سلمان، سرعت و شتاب خطاهاي سياسي آنها نيز بيشتر شده است. به نظر ميرسد مهمترين عوامل بروز خطاهاي پي در پي سياسي، رقابتهاي دروني خاندان سعودي بر سر قدرت، بيتجربگي و بلندپروازيهاي جاهلانهي دولتمردان جديد آن است. اين خطاها را حداقل در دو سطح داخلي و منطقهاي ميتوان مورد بررسي قرار داد:
سطح داخلي
رهبران جديد سعودي تمايل زيادي دارند که خود را بهعنوان رهبر جهان اسلام به ساير کشورها معرفي کنند و براي نيل به اين مهم، از هيچ اقدامي فروگذار نيستند. همين موضوع سبب شده است تا با چالشهاي داخلي و منطقهاي زيادي روبهرو شوند که اين چالشها بهدليل احساس تهديد امنيتي و هويتي در ماههاي اخير به اوج خود رسيده است. هيچگونه اعتراضي را تحمل نميکنند و هرگونه اعتراضي را تهديد امنيتي برميشمرند.
بازخوانی حضور رهبرانقلاب در منزل شهید مصطفی احمدی روشن
سرم را تکيه داده بودم به شيشهي ماشيني که از لابهلاي اتومبيلهاي توي خيابان به سرعت ميرفت تا به موقع برسيم خانهي مصطفي؛ به موقع يعني زودتر از رهبر انقلاب. مصطفي سر جمع ۷ ماه و ۷ روز بزرگتر از من بود و پسرش هم تقريباً همسن دخترم. فکر کردم به اينکه اگر اتفاقي – مثلاً تصادف- برايم پيش بيايد حال خانوادهام چطور خواهد شد؛ پدر، مادر، همسر، دخترم، برادرها و بقيه. از روي محبت، هيچ دلم نخواست که تصورشان بکنم؛ ولي چند دقيقهي بعد قرار بود برسم به خانهي جواني همريش و همسنوسال خودم که اتفاقي برايش افتاده و حال خانوادهاش را تصوير کنم. خانوادهاي که ديگر او را نخواهند ديد. ماشين در ترافيک سنگين از بيت رهبري در انتهاي فلسطين آمده بود تا اول پاسداران و در خيابان گل نبي و ترافيکش – همانجا که ماشين مصطفي را منفجر کردند- سر از شيشهي ماشين برداشتم. فکر کردم اگر به لطف رانندگي! رانندهمان همين الان نميريم بالاخره گريزي هم از تقدير هميشگي و همگاني حضرت حق نداريم. يک لحظه فکر اينکه آدمي مثل مصطفي چقدر ميتواند خوشبخت و خوشعاقبت باشد، از جا پراندم. اين ماجرا زاويهي ديد صحيح ميخواهد. از اين زاويه همهاش شور است و حماسه. وقتي ماشينمان -به لطف خدا البته- رسيد به نزديک خانهي مصطفي ديگر حالگرفتگي مسير را نداشتم. فکر کردم نبايد دلسوز خانوادهاش باشم بل بايد غبطهخور خودش بشوم. حاشيه زياد رفتم، خانواده خانه نبودند! دانشگاه شريف مراسمي در چيذر و سر مزار مصطفي گرفته بود و همهي خانوادهاش آنجا بودند. رهبر انقلاب اول رفتهاند خانه شهيد رضايينژاد و بعدش ميآيند اينجا. يک تيم هم رفته چيذر و دارد توي گوش خانوادهي آنها ميخواند که يک مسئولي در راه منزل شماست! يک چيزي در مايههاي رئيس بنياد شهيد يا سرداري از سپاه. و معلوم است خانواده مقاومت ميکنند که: خوب بگوييد آنها هم بيايند اينجا سرمزار. تيمي که رفته بود چيذر بالاخره موفق ميشود و معلوم نيست با چه ترفندي راضيشان ميکند به آمدن.
بالاخره آنها آمدند و ما هم رفتيم بالا. خانهي شهيد يک آپارتمان حدود ۸۰ متري و دو اتاقه بود و ساده. دو تا کامپيوتر روي ميزي بزرگ در سالن خانه و دو عکس از رهبر به ديوارها و خانه پر از خانمهاي چادري جوان و مسن و دو مرد ميانسال –باجناق و برادرزن- و دو مرد مو سپيد کرده؛ مادر و همسر و خواهرها و خانواده همسر شهيد و البته عليرضا پسر مصطفي که هاج و واج مانده بود از حضور ما در خانهشان. اينقدر ميفهميد که خبر مهمي هست که همه جمع هستند و اينقدر بزرگ بود که بداند در چنين موقعيتي پدرش هم بايد باشد براي پذيرايي و مهمانداري! وکلافه از همين موضوع ميپرسيد: پس بابا کي مياد؟
چگونه حلیم وبردبارباشیم؟
در قرآن، دو واژه «حلم» و «کظم غيظ» به عنوان دو خصلت ارزشمند مطرح شدهاند که هر دو به يک معنا بازميگردند که همان تسلط بر اعصاب و کنترل احساسات و خويشتنداري است. مي توان گفت حلم حالتي است که موجب کظم غيظ (فرونشاندن خشم) ميگردد. به تعبير ديگر يکي از مصداقهاي روشن، بلکه بهترين مصداق حلم، کظم غيظ است. از اميرمومنان علي(ع) روايت شده که فرمود: «خير الحلم التحلم؛ بهترين حلم، فرونشاندن خشم است.» در قرآن واژه حلم با تعبير «حليم» پانزده بار آمده که يازده بار آن، به عنوان يکي از صفات خداوند ذکر شده است و چهار بار آن به عنوان يکي از خصال پيامبراني همچون ابراهيم خليل(ع) و اسماعيل(ع) و شعيب(ع) ياد شده است. جمله «کظم غيظ » که به معني فرونشاندن خشم است، در قرآن به عنوان يکي از صفات پرهيزکاران بيان شده، آنجا که ميفرمايد: «والکاظمين الغيظ؛ آنها کساني هستند که خشم خود را فرومي برند.» واژه حلم به معني فرو نشاندن هيجان خشم است. لغت شناس معروف قرآن، «راغب » در مفردات مينويسد: «الحلم ضبط النفس عن هيجان الغضب؛ حلم کنترل کننده نفس از طغيان خشم است.» از آنجا که اين حالت از عقل و خرد ناشي ميشود، گاهي حلم به معني عقل و خرد نيز به کار رفته است. بر همين اساس اميرمومنان علي(ع) ميفرمايد: «العقل خليل المرء، والحلم وزيره؛عقل دوست صميمي انسان است و حلم وزير عقل ميباشد.» و نيز ميفرمايد: «الحلم نور جوهره العقل؛ حلم نوري است که حقيقت آن عقل و خرد است. » در روايات اسلامي نيز خصلت حلم، به همين معنا آمده است.
به عنوان نمونه شخصي از امام حسن مجتبي(ع) پرسيد: حلم چيست؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «کظم الغيظ و ملک النفس؛ فروبردن خشم و تسلط بر خويشتن است.» نيز امير مومنان علي(ع) فرمود: «لا حلم کالصبروالصمت؛
شرایط ارتباط دختر وپسر درقران
يکي از مسائل مهمي که ذهن بسياري از جوانان را به خود مشغول ساخته است موضوع ارتباط با جنس مخالف است. سؤالي که اين گروه مطرح مي کنند اين است که چه اشکال دارد، يک نفر با جنس مخالف معاشرت و دوستي داشته باشد؟ خصوصاً زماني که اين ارتباط پاک و در حد يک گفتگوي صميمانه و بيرون رفتن، شام خوردن يا تفريح کردن باشد، چرا اسلام بايد اين چنين رابطه اي را محدود و ممنوع نمايد! در اين متن سعي داريم به شکلي به اين پرسش پاسخ دهيم. ارتباط با جنس مخالف نياز اساسي انسان يکي از انگيزه هاي مهم براي ايجاد رابطه با جنس مخالف پاسخ گويي به نيازهاي روحي و عاطفي و غريزي است. يعني ساختار وجودي انسان به گونه اي طراحي شده است که در مقطعي از دوران زندگي خود به طور جدي احساس نياز به جنس مخالف مي نمايد. تلاطم و التهاب دروني او تنها با گفتگو، معاشرت، همنشيني و ايجاد رابطه با جنس مخالف آرام مي گيرد.
احساس نياز عاطفي به جنس مخالف تنها به اين موارد خلاصه نمي شود چرا که قوه و نيروي جدي تري به نام قواي شهواني و جنسي نياز اين ارتباط را دو چندان مي سازد. نسخه قرآن براي ارتباط دختر و پسر با نگاه به آموزه هاي زيباي اسلامي به خوبي مي توان جواب اين نياز اساسي را مشاهده نمود.
تبیین شاخص های"اعتماد به فهرست های انتخاباتی"دربیانات رهبرانقلاب
رهبر معظم انقلاب در ديدار هزاران نفر از مردم قم بهمناسبت سالروز قيام ۱۹ دي به تبيين شاخص هاي اعتماد به فهرست هاي انتخاباتي پرداختند. گزيده بيانات رهبر انقلاب در اين ديدار به شرح ذيل است:
* بايد سعيمان را بکنيم که درست انتخاب کنيم.
* اگر کساني که فهرستي را معرفي کردهاند متدين، مؤمن، انقلابي و در راه امام باشند، به حرفشان اعتماد ميکنم و رأي ميدهم.
* اگر ديدم به مسائل انقلاب، دين و استقلال کشور خيلي اهميتي نميدهند و دلشان دنبال حرف آمريکا و غير آمريکا است به حرفشان اعتماد نميکنم.
* همه در انتخابات شرکت کنند؛ حتي کساني که نظام را قبول ندارند براي حفظ اعتبار کشور شرکت کنند.
* ممکن است کسي بنده را قبول نداشته باشد، اما شرکت کند، انتخابات مال رهبري نيست، براي ايران اسلامي است؛ براي اين است که ماندگاري کشور تأمين بشود و کشور در حصار امنيت کامل باقي بماند.
* مجلس خيلي مهم است. هم از نظر قوانين و ريلگذاري براي حرکت دولتها و هم در مسائل بينالمللي.
بانفست مثل یک تاجرباش
همانند يک تاجر که از عامل خود درخواست غرامت مي کند، بايد از نفس غرامت گرفت؛ اين ارزيابي بايد بطور دقيق انجام گيرد، همانگونه که يک تاجر، نسبت به شريک خود، حتي از درهم و کمتر هم نمي گذرد، تا ضرري متوجه او نگردد. در ميان دانشمندان و فقهاي بزرگ و عاليقدر جهان اسلام، شهيد ثاني؛ زين الدين بن علي بن احمد عاملي، مقامي عالي و امتيازي مخصوص دارد. زيرا آن بزرگمرد از مقام رفيع علمي و شخصيت نافذ و مؤثر معنوي در حوزه علم و دين برخوردار بوده است. زين الدين بن علي بن احمد عاملي معروف به «شهيد ثاني» از بزرگترين و والاترين فقيهان و دانشمندان شيعه در سده دهم هجري است وي در سال 911 ق. در جنوب لبنان ديده به جهان گشود. پدر وي «نورالدين علي» مردي فاضل و از عالمان بافضيلت جبل عامل بود.
شهيد بيش از هفتاد کتاب و رساله در موضوعات گوناگون نوشته است که دو کتاب «شرح لمعه» و «مسالک» وي در فقه، «منية المريد» در اخلاق و تعليم و تربيت از جمله مهمترين آنهاست. اين عالم وارسته در گفتاري مبني بر محاسبه روزانه نفس و آثار آن بيان مي دارد:
همسایه های مسیحی وجذب آنان توسط امام(ره)
ايامي که امام خميني (ره) در نوفل لوشاتو فرانسه بودند، با تولّد حضرت مسيح عليه السلام مقارن شد، امام (ره) فرمود: هدايا و آجيل و شيريني هايي که دوستان براي ما آورده اند همه را بسته بندي کنيد و به همسايه ها هديه دهيد.
امام (ره) با اين ابتکارش آن چنان دل هاي همسايه هاي مسيحي را جذب کرد که شبي که نوفل لوشاتو را ترک مي کرد، با بدرقه پرشکوه و بسيار عاطفي آنان روبرو گشت.
بخشي از خاطرات تبليغي حجت الاسلام والمسلمين قرائتي
دولت امام زمان مظلومانه نخواهدبود
حجتالاسلام و المسلمين عليرضا پناهيان: علت مظلوميت حاکميت اسلامي در صدر اسلام، کريمانه برخورد کردن رسول خدا(ص) و اميرالمومنين(ع) بود. اولياء خدا بزرگوارانه برخورد ميکردند، منافقان هم سوء استفاده ميکردند و مردم هم بيبصيرتي نشان ميدادند. در خطبۀ غدير حضرت رسول(ص) فرمود: «اگر ميخواستم نام آنها(منافقين) را افشا کنم، يا با دست آنها را در ميان شما نشان دهم، ميتوانستم! ولي به خدا قسم در ارتباط با آنها کريمانه برخورد کردم؛ وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّيْتُ- وَ أَنْ أُومِيَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيَانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَ أَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَکِنِّي وَ اللَّهِ فِي أُمُورِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْت»(احتجاج/59/1) يکي از وجوه برخورد بزرگوارانه و کريمانۀ اولياء خدا با اشاره سخن گفتن آنان است. که نمونههاي فراوان دارد. دولت کريمهاي که ما منتظر آن هستيم، شبيه همان دولت کريمۀ رسول الله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) است.
سوال اين است که اگر دولت امام عصر(عج) هم همانگونه کريمانه باشد، آيا همانطور مظلوم واقع خواهد شد؟
پاسخ اين است که دولت امام زمان(ع) مظلوم نخواهد بود، بلکه مقتدر خواهد بود. به دو دليل: اولا مردم بصيرت دارند و اشارههاي مولايشان را ميفهمند. ثانيا خواص و ياران ارشد حضرت اشارههاي مولايشان را با قدرت عمل ميکنند. در صدر اسلام اشارهها را نميگرفتند يا نميخواستند بگيرند. در زمان ما هم، امام(ره) غالباً عليه بني صدر با اشاره سخن ميگفتند. حتي بعضاً بهظاهر از بنيصدر تعريف هم ميکردند. بايد مستندي از اشارههاي امام تهيه شود تا حالا که همه چيز روشن شده، ببينيم چگونه امام(ره) بزرگوارانه و با اشاره سخن ميگفتند و مردم و مسئولان بایدمی فهمیدند.