جمله ای که پیامبر(ص)هنگام فتح مکه بیان فرمود
امام علي بن موسي الرضا عليهالسلام فرمودند : روزى که پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مکه را فتح کرد، بتها که تعدادشان سيصد و شصت عدد بود پيرامون کعبه نصب شده بودند.
آن حضرت با چوبى که در دستش بود به آنها مىزد و مىفرمود: حق آمد و باطل نابود شد، براستى که باطل نابود شدنى است. حق آمد و باطل ديگر آغاز نمىشود و بر نمىگردد. در اين هنگام بتها يکى يکى به رو در مى افتادند.
«بحارالانوار، جلد 11، صفحه 116»
اهمیت مراقبه دائم
مرحوم آيتا… سعادتپرور تهراني در خصوص مراقبت در کارها گفتهاند: «اگر ميتوانيد در شبانهروز چند ساعتي يا حداقل پنج دقيقه را هم به فکر خود باشيد، تا بر شما روشن شود چه کاره هستيد، براي چه هستيد، کجا ميرويد تا عمر به غفلت نگذرد… محاسبه و مراقبه را در تمام اعمال و گفتار و کردارتان بايد داشته باشيد، نه سالي يک مرتبه، نه ماهي يک مرتبه، بلکه شبانهروزي يک مرتبه، اگر نگوييم ساعتي يک مرتبه محاسبه و هر آني مراقبه لازم است.»
کسی که علم رادرغیرقران جستجوکند چه بدست می آورد؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم- وقـتى (از سـوى خـداوند) به او گفته شـد : بزودى امّت تو گرفتار فتنه خواهد شد ، پرسيدند : راه خلاص از آن چيست ؟
- : کتاب گرامى خدا ، همان که باطل نه از پيش رو و نه از پشت سر بدو راه نيابد ، چيزى که از سوى حکيمى ستوده نازل شده است . هر که علم را در جز قرآن بجويد ، خداوند گمراهش کند .
تفسير العيّاشيّ : 1/6/11 منتخب ميزان الحکمة : 458
منتظران ظهور ،فرمانبران حضور
روي عن الصادق جعفر بن محمد عليهما السلام: طُوبَي لِشِيعَةِ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ فِي غَيبَتِهِ وَ الْمُطِيعِينَ لَهُ فِي ظُهُورِهِ أُولَئِک أَوْلِياءُ اللَّهِ الَّذِينَ لا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ خوشا به حال شيعيان قائم آل محمد، آنان که در زمان غيبت او، ظهورش را انتظار مي کشند و هنگامي که او ظهور کند، گوش به فرمان او هستند، آنان دوستان و ياران خدايند، کساني که ترس و اندوهي به دل ندارند.[1]
شرح حديث
اطاعت کنندگان امام عصر عليه السلام در هنگام ظهور، همانها هستند که در غيبت آن حضرت منتظرين او بودند؛ و چشم انتظاران امام زمان عليه السلام در هنگام غيبت، همانهايند که در زمان ظهورش مطيع فرامين اويند. براي شيعيان حقيقي، تفاوتي بين غيبت و ظهور حضرت وليعصر «ارواحنا فداه» نيست. آنها حتي در زمان غيبت هم خود را در حضور حضرت مي بينند. حالت مطيع بودن شان به گونه اي است که هر لحظه غيبت براي شان به منزله مقدمه ظهور است. آن گونه زندگي مي کنند که هر زمان امام شان ظاهر گشت آنان را گوش به فرمان ببيند و تا پاي جان آماده اطاعت بيابد. از سوي ديگر اين اصل مهم، مسلّم است که امامت يک امام جز با اطاعت امّت از او، و پيشوايي يک رهبر جز در سايه فرمان پذيري پيروانش، تحقق نمي پذيرد. خدا هيچ پيامبري را نفرستاد مگر براي آنکه اطاعت شود: «وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ اِلّا لِيطاعَ بِاِذْنِ اللَّهِ»[2]. و هيچ امامي را مقرر نداشت مگر آنکه مردم را به اطاعت و فرمانبري از او فرا خواند: «اَطيعُوا اللَّهَ وَ اَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِي الْاَمْرِ مِنْکمْ»[3].
امام زمان عليه السلام اگر چه در پس پرده غيبت است، اما اراده و فرمانش در تمام جهان آفرينش و همه خلايق جاري و نافذ است. بنابراين بايد دستوراتش را شناخت، فرمان هايش را بايد اطاعت کرد، حاکميت او را بايد گردن نهاد، و همين ها است که زمينه ظهور را فراهم خواهد آورد. چنانکه خود حضرت مي فرمايد: «وَ لَوْ اَنَّ اَشْياعَنا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطاعَتِهِ، عَلَي اجْتِماعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمْ الْيمْنُ بِلِقائِنا[4]؛ اگر شيعيان ما - که خداوند آنان را به اطاعت خويش موفّق گرداند - در وفاي به عهد الهي هم دل و هم پيمان مي شدند، سعادت ديدار ما از آنان به تأخير نمي افتاد». مگر نه اين است که عهد الهي چيزي جز پرستش و بندگي خدا نيست؟ و اين عبادت و بندگي جز با اطاعتِ محضِ ولي خدا تحقق پذير نيست. منتظرين حضرت مهدي عليه السلام همان نيکبختاني هستند که اگر در حضور او باشند، جز اطاعت نمي شناسند و جز به فرمان او کاري انجام نمي دهند. و باز هم امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «هُمْ اَطْوَعُ لَهُ مِنَ الْاَمَةِ لِسِيدِها؛ اطاعت و فرمان پذيري منتظرين از امام زمان عليه السلام افزون تر از اطاعت و فرمانبري کنيزي از مالک و مولاي او است»[5].
پي نوشت ها [1] کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 357 [2] سوره نساء / آيه 64 [3] سوره نساء / آيه 59 [4] مجلسي، بحارالانوار/ ج 53 / ص 177 / ح 8 [5] همان، ج 52 / ص 307
دارو ودرمان گناه چیست؟
يکي از بدترين دردها و بيماري ها گناه است که هم بسيار خطرناک و متعفن است و هم، عوارضش بسيار زياد و هلاک کننده است.
دردِ گناه، چراغ عقل را کم سو و رفته رفته خاموش ميکند تا جايي که صاحبش کوردل شود و راه را از چاه تشخيص ندهد و نتواند مسيرش را از جاده هلاکت به سوي بزرگراه سرسبز زندگي تغيير دهد.
مرض گناه چون با فطرت پاک انسان همخواني ندارد، باعث مي شود که بيماران اين دردِ وحشتناک، روز به روز حالشان وخيم تر شده و در تضاد ميان زلالي فطرت و لجنزار متعفن گناه، سلامت روحي و رواني خود را نيز از دست دهند.
البته اين تنها آثار سوء دنيايي اين بيماري است. اين درد گريبانگير هرکس شود، رهايش نمي کند و آخرتش را هم خراب نموده و او را گرفتار عذاب ها و سختي هاي طاقت فرساي آخرت مي کند. گرفتاري هاي آن دنيا هم که با سختي هاي اين دنيا اصلاً قابل قياس نيستند و به مراتب سخت تر و سنگين تر است.
ذکرویادخدادرتمام اوقات
قرآن کريم مي فرمايد: وَ اُذْکرْ رَبَّک فِي نَفْسِک تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ اَلْجَهْرِ مِنَ اَلْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ اَلْآصٰالِ وَ لاٰ تَکنْ مِنَ اَلْغٰافِلِينَ
ترجمه پروردگارت را در دل خود، از روي تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، ياد کن؛ و از غافلان مباش.[1]
تفسير
سپس در اين آيه براي تکميل دستور فوق به پيامبر صلّي اللّه عليه و آله دستور مي دهد- و البته يک حکم عمومي است اگرچه روي سخن در آن به پيامبر صلّي اللّه عليه و آله شده همانند بسياري ديگر از تعبيرات قرآن- که: «پروردگارت را در دل خود از روي تضرع و خوف ياد کن»(وَ اذْکرْ رَبَّک فِي نَفْسِک تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً). سپس اضافه مي کند: «و آهسته و آرام نام او را بر زبان بياور»(وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ). و اين کار را همواره «صبحگاهان و شامگاهان تکرار کن» (بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ). «و هرگز از غافلان و بي خبران از ياد خدا مباش»(وَ لا تَکنْ مِنَ الْغافِلِينَ). ياد خدا همچون باران بهاري است که چون بر دل ببارد گل هاي بيداري، توجه، احساس مسؤوليت، روشن بيني و هرگونه عمل مثبت و سازنده اي را مي روياند. [2]
پيام ها 1-پيامبران نيز بايد پيوسته به ياد خدا باشند، تا چه رسد به ديگران. «وَ اذْکرْ رَبَّک»
2-قرآن، علاوه بر ذکر زباني، ذکر قلبي و دروني را هم مي ستايد. «فِي نَفْسِک»
3-ياد خدا وقتي غفلت زدايي مي کند که بدون تظاهر و سر وصدا باشد، وگرنه خودش نوعي سرگرمي و غفلت مي شود. «تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ»
4-ربوبيت خداوند دائمي است، پس سزاوار است که ياد او هم پيوسته باشد. وَ اذْکرْ رَبَّک…بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
5-آن ذکر و يادي بيمه کنندۀ انسان است که عاشقانه و سوزناک و پيوسته و در هر صبح و شام باشد. تَضَرُّعاً…بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ
6-در آغاز هر روز و هنگام شروع به کار و تصميم گيري و در پايان هر روز و هنگام جمع بندي و نتيجه گيري بايد به ياد خدا بود. «بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ»
7-آنان که هر صبح و شام، خدا را ياد نمي کنند، از غافلانند. وَ اذْکرْ…وَ لا تَکنْ مِنَ الْغافِلِين [3]
پي نوشت ها [1] اعراف/ 205 [2] مکارم شيرازى، ناصر، برگزيده تفسير نمونه ج 2 ص126 [3] قرائتى، محسن، تفسير نور ج 3 ص258
امام على عليه السلام - در فـرمان استاندارى مـصر به مالک اشتر- : و مقدارى از وقت خود را به نيازمندان خود اختصاص ده و با آنان در يک مجلس عمومى بنشين و شخصا به مشکلاتشان رسيدگى کن و در آن مجلس براى خداوندى که تو را آفريده است فروتنى نما و سربازان و يارانت را که جزو محافظان و نگهبانان تو هستند از آنان دور بدار ، تا هر که مي خواهد سخن بگويد بدون لکنت زبان و بىترس و واهمه مطالبش را اظهار کند . چرا که من از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلّم بارها شنيدم که مىفرمود : امّتى که در آن حقّ ناتوان ، بدون ترس و واهمه از قدرتمندان گرفته نشود ، هرگز روى رستگارى را نمىبيند . همچنين درشتى و درماندگى و ناتوانى آنان در سخن گفتن را تحمّل کن و کم حوصلگى و تکبّر را از خود دور گردان …
نهج البلاغة : الکتاب 53 منتخب ميزان الحکمة : 618
هشت صفتی که شیعیان حقیقی دارند
امام محمدباقر(ع) فرمودهاند: “اي جابر” شيعه ما نيست مگر کسي که تقواي الهي داشته و از او اطاعت کند و آنان شناخته نميشوند مگر آنکه داراي چنين صفاتي باشند:
1- تواضع و خشوع
2- اداي امانت
3- کثرت ياد خدا
4- روزه و نماز
5- نيکي به والدين
6- رسيدگي و وارسي به همسايگان فقير، مستمندان، قرض داران و يتيمان.
7- راستگويي و تلاوت قرآن
8- حفظ زبان از مردم و سخن نگفتن به جز نيکي و آنان (شيعيان ما) در هر کار، امين قوم و عشيره خود باشند.
منابع: 1- تحفالعقول، ص 296 2- صفاتالشيعه، ص 11، ح 22 3- کافي، ج 2، ص 75 4- امالي طوسي، ص 735، م 46، ح 1 5- آموزههاي اخلاقي در کلام معصومين(ع)، نوشته آيتالله مهدس مهدوي.
آشنایی باسوره آل عمران
مقصود سوره آلعمران دعوت مومنين به اتحاد و يکپارچگي است تا خود را براي مقابله با دشمنان يعني يهود و نصاري و مشرکين آماده سازند و در اين راه پايداري و استقامت به خرج دهند.
آل عمران يعني خاندان عمران(1) و سوره مدني است.
اين سوره در زماني نازل گرديد که دشمنان اسلام در خاموش کردن نور خدا همگي با هم متحد شده و با دست و زبان و همه امکانات خود به مقابله با اسلام و جامعه نوپاي مسلمانان در مدينه برخاسته بودند. از يک طرف يهود و نصاري در داخل جمعيت مسلمانان فتنه و آشوب ميکردند تا وحدت و يکپارچگي آنان را برهم زنند و از سوي ديگر، مشرکين با نيروهاي اسلام در جنگ بودند و امنيت را از جامعه اسلامي سلب ميکردند.
در آن ايام اسلام در حال گسترش بود و آوازهاش همه جا را پر کرده بود، و مردم دنيا چه يهودي و چه مسيحي و چه مشرک، همه بر عليه اسلام قيام کرده بودند. مسلمانان نيز در حال آماده باش براي دفاع بودند. بنابراين تمام قواي خود را براي اين کار بسيج کرده بودند.(2)
در آيات 103 تا 105 مومنين را به وحدت و همدلي فراخوانده و از تفرقه و جدايي باز ميدارد و به برپايي داشتن امر به معروف و نهي از منکر فرمان ميدهد. برگردان آن آيات چنين است:
و همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراکنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد کنيد: آنگاه که دشمنان ]يکديگر[ بوديد، پس ميان دلهاي شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شديد؛ و در کنار پرتگاه آتش بوديد که شما را از آن رهانيد. اينگونه خدا نشانههايش را بر شما روشن مي کند، باشد که شما راه يابيد.
گناه آگاهانه خطرناک تراست
حجتالاسلام و المسلمين قرائتي در تفسير آيه 181 سوره مبارکه بقره با اين مضمون که: «پس هرکس که آن [وصيّت را] بعد از شنيدن، تغيير دهد، گناهش تنها بر کساني است که آن را تغيير ميدهند، همانا خداوند شنوا و داناست.» نکاتي را مطرح فرمودهاند که در ادامه ميخوانيد:
1- تغيير وصيّت از سوي ديگران، حرام است.
2- حقّ مالکيّت، بعد از مرگ نيز محترم است و کسي حقّ تغيير وصيّت را ندارد.
3- گناه آگاهانه و مغرضانه، خطرناکتر است.
4- ايمان به اينکه ما در محضر خدا هستيم، بهترين عامل تقوا و دوري از تغيير و تبديل وصيّت مردم است.»
برگرفته از تفسير نور، ج 1، ص 280