راه پیروزی بردشمن داخلی درکلام امام علی(ع)
اميرالمومنين امام علي عليهالسلام: در رکاب پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بوديم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاى خود جنگ مىکرديم، که اين مبارزه بر ايمان و تسليم ما مىافزود، و ما را در جاده وسيع حق و صبر و بردبارى برابر ناگواريها و جهاد و کوشش برابر دشمن، ثابت قدم مىساخت. گاهى يک نفر از ما و ديگرى از دشمنان ما، مانند دو پهلوان نبرد مىکردند، و هر کدام مىخواست کار ديگرى را بسازد و جام مرگ را به ديگرى بنوشاند، گاهى ما بر دشمن پيروز مىشديم و زمانى دشمن بر ما غلبه مىکرد. پس آنگاه که خدا، راستى و اخلاص ما را ديد، خوارى و ذلت را بر دشمنان ما نازل و پيروزى را به ما عنايت فرمود، تا آنجا که اسلام استحکام يافته فراگير شد و در سرزمينهاى پهناورى نفوذ کرد. به جانم سوگند! اگر ما در مبارزه مثل شما بوديم هرگز پايهاى براى دين استوار نمى ماند، و شاخهاى از درخت ايمان سبز نمىگرديد، به خدا سوگند! شما هم اکنون از سينه شتر خون مىدوشيد و سرانجامى جز پشيمانى نداريد.
متن حديث: وَ لَقَدْ کُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِه نَقْتُلُ آبَاءَنَا وَ اءَبْنَاءَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ اءَعْمَامَنَا مَا يَزِيدُنَا ذَلِکَ إِلا إِيمَانا وَ تَسْلِيما وَ مُضِيّا عَلَى اللَّقَمِ وَ صَبْرا عَلَى مَضَضِ الْاءَلَمِ وَ جِدّا فِى جِهَادِ الْعَدُوِّ وَ لَقَدْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَّا وَ الْآخَرُ مِنْ عَدُوِّنَا يَتَصَاوَلاَنِ تَصَاوُلَ الْفَحْلَيْنِ يَتَخَالَسَانِ اءَنْفُسَهُمَا اءَيُّهُمَا يَسْقِي صَاحِبَهُ کَأْسَ الْمَنُونِ فَمَرَّةً لَنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ مَرَّةً لِعَدُوِّنَا مِنَّا. فَلَمَّا رَاءَى اللَّهُ صِدْقَنَا اءَنْزَلَ بِعَدُوِّنَا الْکَبْتَ وَ اءَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ حَتَّى اسْتَقَرَّ الْإِسْلاَمُ مُلْقِيا جِرَانَهُ وَ مُتَبَوِّئا اءَوْطَانَهُ، وَ لَعَمْرِي لَوْ کُنَّا نَأْتِي مَا اءَتَيْتُمْ مَا قَامَ لِلدِّينِ عَمُودٌ وَ لاَ اخْضَرَّ لِلْإِيمَانِ عُودٌ وَ ايْمُ اللَّهِ لَتَحْتَلِبُنَّهَا دَما وَ لَتُتْبِعُنَّهَا نَدَما.
«نهجالبلاغه، خطبه 55»
راه غلبه برترس ازکارها چیست؟
امام على عليهالسلام : هـرگاه از کارى ترسيدى خـود را بـه کـام آن بينداز ؛ زيرا ترس شديد از آن کار دشوارتر و زيانبارتر از اقدام به آن کار است .
نهج البلاغة : الحکمة 175 منتخب ميزان الحکمة : 188
سبک زندگی اسلامی درتوصیه های رضوی
نامهاي از امام رضا (ع) به عبدالعظيم حسني (ع) روايت از عبدالعظيم عن ابي الحسن الرضا(ع) قال: يا عبدالعظيم أبلغ عني اوليائي السلام و قل لهم أن يجعلوا للشيطان علي أنفسهم سبيلا و مرهم بالصدق في الحديث و أداء الأمانه و مرهم بالسکوت و ترک الجدال فيما لا يعنيهم… اي عبدالعظيم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو: در دلهاي خويش براي شيطان راهي نگشاييد و آنان را به راستگويي در گفتار و اداي امانت و سکوت و ترک درگيري و جدال در کارهاي بيهوده و بيفايده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با يکديگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که اين کار باعث تقرب به من است. دوستان ما نبايد خود را به دشمني با يکديگر مشغول کنند. من با خود عهد کردهام هر کس مرتکب اينگونه امور شود و به يکي از دوستانم و رهروانم خشم کند از خدا بخواهم که او را به سختترين کيفر دنيوي مجازات کند و در آخرت نيز از زيانکاران خواهد بود. به دوستان ما توجه ده که خدا نيکوکاران آنان را مورد بخشايش خويش قرار داده و بدکاران آنان را جز آنهايي که به او شرک ورزند يا يکي از دوستان ما را برنجانند يا در دل نسبت به آنان کينه بپرورند، به درستي که خداوند مورد عفو قرار نخواهد داد جز اينکه از نيت خود بازگردند و اما، اگر همچنان باقي باشند، خداوند روح ايمان را براي هميشه از دل آنان خارج ساخته و از ولايت من نيز بيرون خواهد برد و از ولايت ما اهل بيت نيز بيبهره خواهند بود. من از آن به خدا پناه ميبرم. (شيخ مفيد، کتاب الاختصاص، ص 247)
حضرت عبدالعظيم حسني (ع) اين پيام را از امام رضا(ع) به ما رسانده است که نکات دقيق و بسيار مهمي در آن به کار رفته است؛ برخي از آن موارد را به اختصار يادآوري ميکنيم؛ اول اينکه ما بايستي خود را از دوستداران امام رضا(ع) بدانيم و شرايط اين دوستي را در حد معرفت به جا آوريم و اما اينکه چه نکاتي مورد نظر امام(ع) بوده؟
الف) “لايجعلوا للشيطان علي انفسهم سبيلا. در دلهاي خويش براي شيطان راهي نگشاييد.” در اينجا يک مطلب اين است که شيطان باعث گناه ميشود، گناه به معناي نافرماني از حق؛ اين ممکن است و بسيار ممکن است که براي هر کسي پيش آيد و بلافاصله توبه کند ولي تاخير در توبه و ماندگاري نافرماني در دل و اينکه براي انسان عادت شود و در دل خانه کند، آن خطرناک است و وقتي در قلب بنشيند و سکونت کند، خارج کردن آن سخت است و خدا در آن قلب حضور پيدا نميکند. ميفرمايد: “القلب حرم الله فلاتسکن في حرم الله غيرالله ـ قلب حرم خداست، پس در حرم خدا غير خدا را سکونت ندهيد.” (جامع الاخبار، شيخ صدوق)
راه کسب اخلاص واقعی
ترديدي نيست اخلاص از بزرگترين دستورات ديني است و اخلاص در عبادت از واجبترين واجبات ديني شمرده ميشود.و آن عبارت است از تصفيه عمل از هرگونه شائبه است. و به تعبيري عبارت است از اينکه انسان ذات خود و صفات ذاتي خود (اخلاق) و اعمال ذاتي خود و همه کارهاي خود را به گونهاي قرار دهد که همه آنها براي خداوند سبحان باشد.
يکي از زيباترين ميزان براي اخلاص در عبادت در کلام اميرمؤمنان (ع) بيان شده که فرمود: «ما عبدتک خوفا من نارک و لا رغبه في جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک» يعني تو را از ترس آتش و يا جذبه نعمتهاي بهشتي عبادت نميکنم، بلکه چون تو را سزاوار پرستش يافتهام، لذا عبادت ميکنم.علامه طباطبايي ذيل اين سخن، تحليل زيبايي دارد و گفته است: خداوند به يکي از سه طريق عبادت ميشود: خوف، اميد، عشق و محبت. طبيعت مردم در انتخاب اين سه روش متفاوت هستند، چون عدهاي از مردم خوف بر آنها غلبه دارد، زيرا وقتي درباره وعدههاي الهي که درباره ستمکاران و کساني که مرتکب معصيت و گناه شده اند؛ فکر و انديشه مينمايد، دچار وحشت ميشود و از ترس عذاب خداوند، به عبادت و پرستش خداوند روي ميآورد.
امام صادق (ع) مي فرمايند ، يک مؤمن چهار چيز بايد داشته باشد :
1- خانه وسيع. 2- سواري خوب. 3 - لباس زيبا. 4 -چراغ پر نور.
شخصي پرسيد ما که نداريم چه کنيم؟ حضرت (ع) فرمودند، اين حديث باطن هم دارد : 1- منظور از خانه وسيع، صبر است که بيان گر روح بزرگ است. 2- مرکب خوب، عقل است. 3- لباس زيبا، حيا است. 4-چراغ پر نور، علم است که ثمره آن بندگي است.
پي نوشت: کافي، جلد6.
شماباچه انگیزه ای خداراعبادت می کنید؟
امام علي (عليه السلام) مي فرمايد: اگر خداوند از نافرماني خود بيم نمي داد، واجب بود به شکرانه نعمت هايش نافرماني نشود. پرستش يا قولي است يا عملي. پرستش قولي عبارت است از يک سلسله جمله ها و اذکار که به زبان مي گوييم، مانند قرائت حمد و سوره و اذکاري که در رکوع و سجود و تشهد نماز مي گوييم و ذکر لبيک که در حج مي گوييم. پرستش عملي مانند قيام و رکوع و سجود در نماز يا وقوف عرفات و مشعر و طواف در حج. غالبا عبادتها، هم مشتمل است بر جزء قولي و هم بر جزء عملي، مانند نماز و حج، که هم بر جزء قولي مشتمل اند و هم بر جزء عملي.
گروهي از محققان، عبادت را به دو نوع روحي (قلبي) و بدني تقسيم کرده و عبادت اسلامي را، از نظر کمي و کيفي، از عبادات ديگر آيين ها برتر دانسته اند. گروهي نيز عبادت را، از نظر چيستي و برداشت مردمان، به دوگونه عاميانه و عارفانه تقسيم کرده اند. برداشت مسلمانان از آموزه هاي ويژه عبادت، مانند: نماز، روزه و حج به طورکلي بر دو گونه است:
در برداشت نخست، عبادت و پرستش، نوعي معامله و مبادله کار با فرد، است.
این چهارخصلت قیمت خانه دربهشت است...
بنابر تصريح روايات معصومان عليهم السلام برخي خصلت ها هم انسان را به خدا نزديک مي کند و هم بهشت الهي را براي انسان از رويا به واقعيت مبدل مي سازد و فراتر از آن حتي خانه هاي بهشتي را نصيبش مي کند. معاوية بن وهب از امام صادق (ع) نقل ميکند که ايشان فرمودند: «کيست که چهار چيز را در برابر چهار خانه در بهشت به من تعهد بدهد؟ کسى که انفاق کند و از فقر نترسد و از خويش به مردم انصاف دهد و سلام دادن را در جهان شايع کند و جدل را ترک کند اگر چه بر حق باشد.» ابو حمزه ثمالى از امام باقر (ع) نقل مىکند که فرمودند: «چهار چيز است که هر کس آنها را داشته باشد، خداوند براى او خانهاى در بهشت مىسازد: کسى که به يتيم پناه دهد و به بيچاره رحم کند و به پدر و مادرش مهربانى نمايد و با بنده خود مدارا کند.»
علاوه بر اين، عبد اللَّه بن حسين بن زيد از پدرش و او از امام صادق (ع) نقل مىکند که پيامبر خدا (ص) فرمودند: «هر کس از امت من از چهار خصلت سالم باشد وارد بهشت مىشود: از وارد شدن در دنيا و پيروى از هواى نفس و شهوت شکم و شهوت فرج. و هر کس از زنان امت من از چهار خصلت سالم باشد، وارد بهشت مىشود: هنگامى که خود را حفظ کند و در اطاعت همسرش باشد و نمازهاى پنجگانه را ادا کند و ماه رمضان روزه بگيرد.» و سماعة بن مهران از امام صادق (ع) نقل مىکند که آن حضرت (ع) فرمودند: «چهار نفرند که خداوند در روز قيامت به آنان نظر مىکند: کسى که با فردى که در معامله پشيمان شده معامله را فسخ کند و يا به فرياد ستمديدهاى برسد و يا بردهاى را آزاد کند و يا به کسى که ازدواج نکرده زن بدهد.»
همچنين، امام صادق (ع) فرموده اند: «خداوند شيعيان ما را به هر چيزى مبتلا کند، ولى به چهار چيز مبتلا نمىکند: اينکه از زنا به عمل آيد يا به گدايى دست دراز کند و يا مفعول واقع شود و يا زاغ چشم و سبز باشد (زاغچشمى کنايه از عداوت شديد با مردم است)» و عبد اللَّه بن ميمون از امام صادق (ع) و او از پدرانش نقل مىکند که پيامبر خدا (ص) فرموده اند: «چهار چيز است که در هر کس باشد، خداوند حمايت خود را به او مىگستراند و او را وارد بهشت و رحمت خود مىکند: اخلاق نيکو که با آن با مردم زندگى کند و مهربانى با مصيبت ديده و مهربانى با پدر و مادر و نيکى به برده.» و عبد الله بن سنان از امام صادق (ع) نقل مىکند که پيامبر خدا (ص) فرمودند: «آيا به شما خبر ندهم از کسى که فرداى قيامت آتش بر او حرام است؟ گفته شد: آرى يا رسول الله، فرمود: فروتن، ملايم، نزديک و آسانگير.»
منبع: الخصال، ترجمه جعفرى، جلد 1، ص 345
حکم غسل ووضوی کسی که ناخن کاشته چیست؟
در موضوع کاشت ناخن با توجه به اينکه در حال حاضر ، برداشتن ناخن به راحتي امکان پذير است ، مسئله جبيره منتفي است ، لذا افرادي که اقدام به اين کار کرده اند بايد ناخن ها را ولو با صرف هزينه اي ، برداشته و به صورت معمول وضو و غسل را به جا اورند . در پرسشي که در دو حالت از مراجع بزرگوار نسبت به اين سوال انجام شده پاسخ هاي ذيل دريافت گرديد:
س : چنانچه کسي ناخن بکارد حکم غسل و وضوي او چيست ؟
پاسخ : -اگر برداشتن ان ممکن باشد بايد اين مانع را برطرف کرده و غسل و و ضوي خود را به طور معمول انجام دهد . ( همه مراجع )
- اگر برداشتن ان ممکن نباشد يا بقدري مشقت داردکه نمي شود تحمل کرد : 1- بايد به دستور جبيره عمل نمايد . (ايات عظام : امام - رهبري - بهجت - مکارم شيرازي - نوري همداني - فاضل لنکراني - مظاهري )
2- بنا بر احتياط واجب بين وضو يا غسل جبيره اي و تيمم جمع نمايد . ( ايت الله و حيد خراساني )
3- بايد به دستور جبيره عمل کند و بنا بر احتياط واجب تيمم هم بنمايد ( ايات عظام : صافي گلپايگاني - گلپايگاني )
4- بايد بين تيمم و وضوي جبيره جمع نمايد ، ( زيرا مانع موجود در اعضاء تيمم مي باشد ) ( ايات عظام : سيستاني - خويي - نوري همداني )
5- با توجه به اينکه مانع در اعضاي تيمم است وظيفه مکلف وضوي جبيره است . ( ايت الله تبريزي )
توصیه امام حسین(ع)به ثروتمندان
امام حسين عليه السلام درحديثي خطاب به افراد توانگرفرمودند: نياز مردم به شما از نعمت هاي خدا است.
الامام الحسين عليه السلام:« إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَيکم مِن نِعَمِ اللّه عَلَيکم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ» امام حسين عليه السلام فرمودند: نياز مردم به شما از نعمت هاي خدا بر شما است؛ از اين نعمت افسرده و بيزار نباشيد.
منبع : بحارجلد74/ص205
نقطه آغازخرابی یک مومن کجاست؟
حجت الاسلام پناهيان گفت: آغاز يک انحراف و بدبختي براي يک ملت اين است که وعده هاي الهي را واقعي نبيند، آغاز بدبختي يک انسان اين است که واقعبين شود اما فقط واقعيتهاي سطحي را ببيند. متن زير سخنراني حجت الاسلام پناهيان در هيئت شهداي گمنام است. امشب ميخواهم يک راز ديگري را با شما در ميان بگذارم.
آن راز چيست؟ نقطۀ آغاز خرابي يک آدم مومن کجاست؟
خيلي ها که در نقطه آغاز خرابي هستند، فکر نميکنند در حال خراب شدن هستند، اتفاقاً حس ميکنند خيلي آدمهاي خوبي هستند. واقعش هم اين است که هنوز خراب نشدهاند ولي در آستانۀ خراب شدن هستند. يک مؤمن که در حال فاسد شدن است و ايمانش دارد ميگندد، دقيقاً از کدام نقطه شروع شده است؟ يک گناه درشت؟ نه نه اين طوري نيست. آن لحظۀ خرابي، «واقعبيني» مصطلح است! در کنار صحبت از خدا، کمي هم ميگويد: آدم بايد واقعبين باشد. زاويه گرفتن شروع شد. آغاز انحراف يک انسان اين هست که واقعبين شود، ولي خدا را از واقعياتش حذف کند، و به عنوان يک واقعيت نبيند. خب داري خراب ميشوي، وگرنه خدا خودش يک واقعيت است ديگر! لشکر خدا و وعدههاي الهي هم واقعي است.
اگر منافقين ادعاي واقعبيني دارند، ما هم واقعبين هستيم،اما همۀ واقعيت! آغاز يک انحراف و بدبختي براي يک ملت اين است که وعده هاي الهي را واقعي نبيند. (وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُورا؛ احزاب/12) آغاز بدبختي يک انسان اين است که واقعبين شود اما فقط واقعيتهاي سطحي را ببيند، فقط واقعيتهاي منفي را ببيند، فقط واقعيت هاي کوچک را ببيند، ولي واقعيتهاي بسيار بزرگتر و بسيار اثرگذارتر را نبيند! اگر 27 ميليون آدم در اربعين به بيابان بريزد به طرف اباعبدالله حرکت کند، صفرهايش را يادشان ميرود، اما اگر بگويند 27 هزار نفر در شهري داد ميزنند که ما موسيقي آزاد ميخواهيم، 27 هزار نفر را براي خودش قدرت ميبيند، ولي 27 ميليون نفر را اصلا نميبيند. بهش ميگويي: بيا بنشين حساب کن، امام حسين(ع) خيلي بيشتر طرفدار دارد، اينجا هزينه کن؛ نميفهمد. واقعيتهاي بسيار بزرگ را نميبيند! قرآن به اينها ميگويد: صُمٌ بُکمٌ عُمي؛ کر و کور و گنگ. اصلاً نميشود با او حرف زد، چون واقعيتهاي بزرگ را نميبيند. دوستان هر کسي نفس و روح خودشان را بپايد و مطالعه کند، ببيند در حال خراب شدن هستند يا نيستند؟