نامه آیت الله مکارم به شیخ الازهر
نامه سرگشاده«آيتالله مکارم» به شيخالازهر
94/10/07
آيتالله مکارمشيرازي در نامهاي سرگشاده به شيخ الازهر و علماي آن مرکز ديني در مورد اقدامات اخير بر ضدّ مذهب شيعه گفت: اميدوارم با صلابت جلو انحراف و سقوط الازهر را به دام توطئه دشمنان اسلام، وهابيون، تکفيريها و وسوسههاي خناسان تفرقهافکن بگيريد. متن نامه اين مرجع تقليد به شيخ أحمد الطيب به شرح زير است: «بسم الله الرحمن الرحيم حضور محترم جناب شيخ دکتر أحمد الطيب سلام عليکم ايام ميلاد مبارک خاتم النبيين (صلي الله عليه وآله) را به شما و همه علماي الازهر الشريف تبريک عرض ميکنم، حقيقت اين است مواضع منطقي و وحدتگرايانه الازهر در طول تاريخ و ديدگاههاي اعتدالي جنابعالي در گذشته نقطه روشني است که امت مسلمان در گرماگرم جنجالهاي جريانهاي تکفير و تندرو به آن اميدوار هستند، اما اقدامات تفرقهافکنانه اخير که به نام الازهر انجام گرفته،
مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد
خدا که در حرم امن خويش راهت داد
هجوم جهل و خرافه ، هجوم تاريکي
خدا پناه در آن دوره سياهت داد
خدا، خدا و خدا ، آن خداي بي مانند
همان که عصمت پرهيز از گناهت داد
همان که جان نجيب تو را مراقب بود
همان که سينه خالي از اشتباهت داد
توان و توشه به پايان رسيده بود ، ولي
خدا رسيد به فرياد و زاد راهت داد
بگو که نعمت پروردگار پنهان نيست
خدا که دست تو را خواند و دستگاهت داد
خدا که چشم تو را با نماز روشن کرد
خدا که فرصت تشخيص راه و چاهت داد
چقدر واقعه آسماني و شفاف
خدا به يمن دعاهاي صبحگاهت داد
خدا که عاقبتي خير و خوش عطايت کرد
خدا که آينه را نور با نگاهت داد
قسم به روز ، که خورشيد شمع خانه توست
قسم به شب که خدا برتري به ماهت داد
خدا که اشک تو را جلوه گهر بخشيد
خدا که شعله روشن به جاي آهت داد
خدا که جان تو را از الهه ها پيراست
خدا که غلغله قوم لا اله ات داد
يتيم آمده ام ، مانده ام ، پناهم ده
مگر يتيم نبودي خدا پناهت داد
شاعر:مرتضی امیری اسفندقه
احکام
درس نهم دی، آمادگی دربرابرفتنه ها
باز خواني حماسه نهم دي ، در ششمين سالگرد آن، اهميتي دوباره يافته است زيرا بار ديگر نظام اسلامي در آستانه برگزاري انتخاباتي باشکوه قرار گرفته است و بدخواهان ملت ايران، سر آن دارند تا با تجربه گرفتن از شکست خويش در برپايي فتنه 88، توطئهاي ديگر را طراحي و فتنهاي ديگر برپا کنند چرا که نيش زدن اقتضاي طبيعت عقرب است اما شگفتآور، عظمت انقلاب اسلامي و بصيرت ملت ايران است که رويينتنانه در برابر زهرآگينترين تيرها و پيچيدهترين فتنهها با هوشياري، مقاومت ميکند و هرچه دشمن، مرموزانهتر وارد عمل ميشود، ملت ما به پشتوانه ايمان و توکل خويش، سرسختانه در برابر او ايستادگي و توطئهاش را خنثي ميکند. همچنين اين واقعيت نيز جاي شگفتي دارد که برخي سياستمداران برجسته و پيشکسوت و بعضاً کساني که پيشتر از آنان به عنوان استوانه انقلاب نام برده ميشد، چگونه در سراشيبي چرب و شيرين قدرت دنيا گرفتار ميشوند و کبر و حرص و حسد، کار آنان را به جايي ميرساند که به گذشته افتخار آفرين خويش پشت پا بزنند و با استکبار جهاني همصدا شوند.
این روزها، سلطه گران جهان، رمز شکستهاي مکرر خويش را از نظام مردم سالاري ديني ، در عظمت و قدرت و هوشياري ولايت فقيه، شناسايي کرده اند و به همين دليل تلاش ميکنند جايگاه اين نماد عزت و ايستادگي ملت ايران را تضعيف نمايند و با استفاده از فرصت انتخابات خبرگان، جامعه را به وادي نوعي دو قطبي بکشانند يعني القاي رقابت بر سر تصدي رهبري و ايجاد دو دستگي در مردم.
جهان بااوگفت لااله الاالله
شرافت و کرامت و صفات عاليه رسول اکرم(ص) و معجزات او چنان فراوان است که کتابهاي بسياري درمورد آن بزرگوار نوشته شده است. ما به يک معجزه که به هنگام تولد آن حضرت روي داده است و قرآن نيز به آن اشاره دارد، ميپردازيم.روز تولد آن بزرگوار دگرگونيهايي در جهان رخ داد؛ طاق کسري شکافت و کنگرههاي آن فرو ريخت. درياچه ساوه خشک شد و آتشکده فارس که چندين سال روشن بود، خاموش شد. همه پادشاهان جهان در آن روز حيران، سرگردان و گنگ بودند. بتها روي هم ريختند و سحر ساحران در آن روز بياثر بود. کلمه لااله الاالله در جهان طنينانداز شد و چون پيامبر به دنيا آمد از نور وجودش عالم منور شد؛
او گفت لااله الاالله و جهان با او گفت لااله الاالله. (مجلسي، بحارالانوار 2/58 در مورد رسول اکرم(ص) قرآن شريف ميفرمايد: و کذلک جعلنکم امه وسطا لتکونوا شهداء عليالناس… (بقره 143) و بدينسان شما را امتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر نيز بر شما گواه باشد. اين آيه دو معنا دارد:1- امت اسلامي سرمشق جامعه بشريت است و رسول گرامي نيز سرمشق امت اسلامي. 2-امت اسلامي در روز قيامت شاهد اعمال هستند و چون همه امت لايق اين عمل نيستند امر منحصر ميشود به ائمه اطهار؛ اين همان واسطه فيض است که ولايت تکويني است.
پیامبرمهر
امروزه عالمان و فرهيختگان مسلمان بيش از هر زمان ديگر بايد از مهرورزيهاي پيامبران الهي به ويژه حضرت محمد(ص) سخن گويند و مدارک و منابع دقيق ثابت کنند که پيامبر اسلام جامعه را با قدرت رحمت و محبت اداره ميکرد و رحمت واسعه او در محبت به تمام انسانها تجلي داشت. ضرورت بيان چهره واقعي پيامبر اکرم در دوران ما بيشتر به خاطر آن است که سلفيها پرچمي سياه در دست گرفتهاند و روي آن نام پيامبر اسلام را نوشتهاند و متاسفانه اعمالي هولناک مرتکب ميشوند و اين ظلمي آشکار بر ضد پيامبر رحمت و اهل بيت اوست.
امروز بر پژوهشگران با انصاف و عاشقان آموزههاي قرآن کريم و حضرت محمد(ص) و اهل بيت او واجب است که با پديدآوردن آثاري ارزشمند ثابت کنند که اسلام، پيامآور آزادي و رحمت براي همه انسانهاست و پيامبرش فرمود: «من لايرحم الناس لايرحمه الله» يعني هرکس نسبت به مردم رحمت ندارد، مورد رحمت خدا واقع نميشود. پيامبر اسلام نهتنها خود، انساني با محبت بود؛ بلکه مردم را نيز به محبت و مهرورزي دعوت ميکرد. علامه حلي در رساله سعديه از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: «سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رحمت خدا جز افراد مهربان را دربرنميگيرد. اصحاب گفتند اي رسول خدا ما همه مهربانيم، آن حضرت فرمود مقصود کساني نيستند که فقط نسبت به خود و خانوادهشان مهربانند و عطوفت دارند؛ بلکه مقصود کساني هستند که با همه مسلمانان مهربانند.» کتاب آسماني مسلمانان، يعني قرآن کريم آنچنان در آيات بسيار از نيکخواهي و محبت سخن گفته است که بسياري از فرهيختگان جهان، قرآن را کتاب محبت ناميدهاند. آن کساني که پيامبر را به عنوان الگو و اسوه و سرمشق زندگي برگزيدند، مهرورزي و محبت را انتخاب کردند و همچون رهبر خويش هرگونه خشونت را محکوم ميکنند. پيامبر اکرم به جان انسانها اهميت بسيار ميداد و ميفرمود: «نخستين امري که در دادگاه قيامت مورد بررسي قرار ميگيرد، خون انسانهاست و بعد از آن آبرو و حيثيت انسانها» و فرمود: «هرکس از آبروي برادر مسلمانش دفاع کند، خداوند در روز قيامت آتش دوزخ را بر او حرام گرداند.» آنچنان عدالت با روح پاک و فطرت رسول اکرم آميخته بود که فرمود: «ساعتي عدالت از يک سال عبادت برتر است.»
روزنامه جام جم ،محمودحکیمی7/10/94
زنده کردن حق مسلمان
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم : کسى که براى زنده کردن حقّ يک نفر مسلمان شهادت حقّ بدهد ، روز قيامت در حالى آورده مىشود که پرتوِ نور چهره اش تا چشم کار مىکند ديده مى شود و خلايق او را به نام و نسب مى شناسد .
بحار الأنوار : 104 / 311 / 9 منتخب ميزان الحکمة : 304
آسمان چشم من ابری است،بارانی است امشب
آسمان چشم من ابري است، باراني است، امشب
ديدهام درياست، دريايي که طوفاني است امشب
قطرههاي اشک در چشمِ تَرِ من ميدرخشد
خانه چشمم به يادتوچراغانی است امشب
می برداز جا مرا طوفان غم، سيلابِ گريه
اين بناي کهنه را آهنگ ويراني است امشب
سهم من در کنج خلوت، گر نباشي،گر نيايي
گه پريشاني است امشب،گه پشيماني است امشب
آفتابا، کي شود روشن کني کاشانهام را
در گشودم تا بيايي، وقت مهماني است امشب
کاروان عمر پيموده است ره، منزل به منزل
اين کتاب داستان در فصل پاياني است امشب
شاعر دکتر حداد عادل - آذر 91